ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
7
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) سريّة عبد اللّه بن جحش اسدى [ 1 ] پس آن گاه در ماه رجب كه هفدهمين ماه از هجرت رسول خدا ( ص ) بود ، عبد اللّه بن جحش اسدى را با دوازده مرد از مهاجران كه هر دو تن يك شتر داشتند ، به نخله كه نام ديگرش بستان ابن عامر و نزديك مكه است ، گسيل فرمود و دستور داد از آنجا كاروان قريش را زير نظر بگيرند . كاروانى بدان جا رسيد و كاروانيان از ايشان ترسيدند و حضور ايشان را غير عادى دانستند . در اين هنگام عكّاشة بن محصن اسدى براى جلب اطمينان آنان سر خود را تراشيد و عامر بن ربيعة او را در اين كار يارى داد و كاروانيان كه چنان ديدند ، ايمن شده و گفتند : اينان عمرهگزارانند ، باكى بر شما نيست . مسلمانان هم ستوران را به چرا فرستادند و براى خود خوراك تهيه ديدند . مسلمانان ترديد داشتند كه آيا آن روز از ماه رجب و ماه حرام است يا نه ، ولى همان روز به كاروانيان حمله آوردند . واقد بن عبد اللّه تميمى پيشاپيش مسلمانان مىرفت و تيرى به عمرو بن حضرمى زد و او را بكشت و مسلمانان حمله بردند . عثمان بن عبد اللّه بن مغيرة و حكم بن كيسان اسير شدند و نوفل بن عبد اللّه بن مغيرة گريخت . مسلمانان كاروان را به غنيمت گرفتند و كالاى آن كاروان كشمش و پوست دباغى شده و مقدارى شراب بود كه از طائف آورده بودند . كالاها را جمله به حضور پيامبر بودند و آن حضرت اموال را كنارى نهاد و دو اسير را هم نگهدارى كرد . حكم بن كيسان را مقداد بن عمرو اسير كرده بود . پيامبر ( ص ) حكم را به اسلام خواند و او اسلام آورد و در بئر معونه شهيد شد . در اين سريّه سعد بن ابى وقّاص با عتبة بن غزوان بود و هر دو تن بر شترى سوار بودند كه از عتبه بود و چنان واقع شد كه شتر خود را در ناحيهء بحران از سرزمينهاى معدن بنى سليم گم كردند و دو روز را به جستجوى شتر همان جا ماندند . همراهان ايشان به نخله و محل سريّهء خود رفتند و آن دو تن نتوانستند در نخله حاضر باشند و چند روز پس از بازگرديدن مسلمانان به مدينه ، آن دو به مدينه آمدند . و گفتهاند عبد اللّه بن جحش چون از نخله بازگرديد خمس غنايم را برداشت و مانده را ميان همراهان خود بخش كرد . و اين نخستين
--> [ 1 ] . پسر عمهء پيامبر ( ص ) و از هجرت كنندگان به حبشه . روز احد به شهادت رسيد . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 3 ، ص 131 . - م .